ورود اسلام به دانمارک
حالا که دانمارک در یک چشم بهمزدن معروفیت جهانی پیدا کرده است بد نیست شما را در جریان ورود اسلام به این کشور کوچک پنج میلیونی بگذارم.
تقریبا و در مجموع حدود دویست هزار نفر مسلمان در دانمارک زندگی می کنند. اولین گروه مسلمانها، ترکها و پاکستانیها بودند که در دهه۱۹۶۰ برای کار وارد این کشور میشوند، از روستاها و شهرهای کوچک. این مهاجرین مسلمان اکثرا مرد بودند. بدون خانواده آمده بودند تا مثلا یکسالی کار کنند و برگردند. حتا خیلی از آنها چمدانهایشان را هم درست و حسابی باز نمیکنند. طبیعتا حس مهمان بودن و زندگی موقتی باعث میشود که خود را از جامعه دانمارک کناربکشند. علاقهای به تشکل ندارند. برایشان یادگیری زبان، بودن یا نبودن مسجد و امام جماعت و گورستان مسلمانان اهمیتی ندارد. آنچه ذهنشان را مشغول میکند کار، جمع کردن شندرغازی و ازگشت به میهن است.
ادامه از وبلاگ آقای علیمحمدی
روز زن
ای زن، ای حضور زندگی به سر رسید، زمان بندگی جهان دیگری ممکن است تلاش ما سازنده آن است این صدا، صدای آزادیست این ندا، طغیان آگاهی است رهایی زنان ممکن است این جنبش سازنده آن است لا لا لا ، لا لا لا لا لا لا ، لا لا...
تجمع هشت مارس (روز جهاني زن) در پارك دانشجوي تهران به خشونت آميز ترين شكل ممكن سركوب شد. چرا؟ واقعا چرا؟ اين "چرا" از جنس آن چراهايي نيست كه با علم به مختصات ساختار حقيقي و حقوقي قدرت، گهگاه برخي از اصلاح طلبان ديني براي فرافكني و دوري جستن از پاسخ شرافتمندانه به نيازهاي ملموس توده مردم بر زبان آوردند و مي آورند. حيرت آور و عجيب نيست "انسان" را در اين ديار به زير مشت و لگد گرفتن... آن قطار سرود خوان زنان كه در هشت مارس امسال با حركاتي موزون ( منظور رقص نيست!)مشغول ترك صحنه بودند كه توسط مردان دو متري مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفتند مرا به هشت مارس پنجاه و هفت برد. آري بيست و هشت سال پيش از اين و آن قطار كه مكرر شد و نيست چيزي جز اين تسلسل تاريخ... تنها هفته هايي پس از انقلاب ۵۷ بود. "آري يا نه" را نيز هنوز نگفته بوديم. آن روز با گوله هاي برفي كه در آنها سنگ جاسازي شده بود با شعار مشهور "يا اين و يا آن" به زنان بدون روسري ( بخوانيد حجاب اسلامي) حمله بردند و امروز تو گويي بازي به گونه اي ديگر پي گرفته مي شود....
اين همه در حالي در جريان است كه ميهن ما بار ديگر در يكي از حساسترين مقاطع تاريخ حيات خود به سر مي برد. تحولات اخير جهاني و خاصه آن چه امروز تحت نام "خاورميانه بزرگ" در همسايگي ما جريان دارد اوضاع داخلي و بين المللي كشور ما را تا آستانه غير قابل توصيفي پيچيده مي نماياند. در چنين احوالي است كه به رغم شعارهاي به ظاهر وحدت گرايانه ، تحولات داخلي، عملا هيچ نمودي حتي ظاهري از اين همه را نشانه نمي دهد بلكه بر عكس گويا همه چيز دست به دست هم داده است تا بازيگران اصلي دو سوي اين صحنه كه با تجربه سترگ اين بيست و هشت سال آزگار ديگر به تمامي عيانمان شده است كه هر دو در يك مسير گام مي زنند پيروز نهايي قماري باشند كه با هزار افسوس بيم آن دارم ، بازنده نهايي آن بار ديگر "ايران" و مردمان خسته ميهن ما باشند. اينجا تنها حرف از باخت يك "حاكميت" نيست. سخن از احتمال ويراني ايران ماست و تماميت ارضي آن... صحنه هاي برخورد به شدت خشونت آميز با مردان و زناني كه زير شعار "جهاني ديگر ممكن است" بي هيچ نمايش خاص سياسي گرد هم آمده بودند تا از زن بگويند،از آزادي ،عدالت اجتماعي، صلح و از انسان چنان بديع و غير قابل تصور بودند كه هر رهگذر ساده اي را هم كه در آن وقت بعد از ظهر از خيابان رد مي شد را انگشت به دهان كرده بود. اما نه!،حيرت نمي كنم... اين بار نيز مردم كوچه و خيابان تنها نظاره گر شدند و لام تا كام چيزي نگفتند. پچپچه كردند حيرت دير پاي را با هم و رفتند و گذشتند. اوضاع ميهن ما پيچيده شده است. انفعال بي سابقه مردم در برهه فعلي ،چيزي نيست كه بتوان به آساني از كنار آن گذشت. ريشه ها و دلائل منحصر به فرد خود را دارد ،هر چند توجيه پذير نيست و امكان به قهقهرا رفتن ميهن ما را از آنچه كه هست مهياتر مي كند. در تجمع آرام و مسالمت آميز هشت مارس امسال زنان و مردان زيادي به شدت مضروب شدند. چه مي توان گفت؟ درود گفتن آيا كفايت مي كند به آن دوستي كه هنگام عبور از جوي بزرگ آب خيابان وليعصر با باتوم مورد اصابت قرار گرفت و كتفش شكست؟!... به آن ديگران و ديگران؟! سيمين بهبهاني شرح درد گفت اما به راستي چه مي توان گفت؟ چه مي توان گفت به آن خيل توده مردم،آن ناظران خاموش،موش،موش ،موش.. كه در حاشيه خيابان مشوش يك بعد از ظهر اسپندي نه چندان ملس، سر در گريبان پچپچه فرو بردند و ديگر هيچ...
آن كس كه در خود پيروز شد خصم را مغلوب خواهد كرد! ...1. ما زنان ايران زمين خواستار برقراري حكومتي منبعث از آرا آزاد مردم ايران هستيم با حكومتي دمكراتيك و سكولار.
2. ما خواستار حقوق مساوي در همه پهنه هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي با مردان هستيم.
3. ما خواستار لغو كليه مجازاتهاي وحشيانه عليه زنان ايراني ، از جمله سنگسار ، اعدام و شلاق هستيم.
4. ما خواستار به رسميت شناخته شدن حق انتخاب كردن و انتخاب شدن ، حق انتخاب آزادي پوشش ، حق انتخاب آزاد شغل و حق طلاق و ... هستيم.
5. ما خواستار جامعه اي صلح جو و عاري از سلاح اتمي مي باشيم.